كيفيت زندگي زن خانهدار در دوران ما عوض شده است البته هنوز در برخي جاها اين دشواري خيلي كم نشده است و بسياري از خصوصياتي كه در زير برخواهم شمرد برقرارند مخصوصا جاهايي كه هنوز خصوصيات سنتي و قومي را تا حدي حفظ كردهاند
زن خانهدار قديم با اين دشواريها دست به گريبان بود
1- حاملگيهاي مكرر، فرزندان زياد و نگهداري از آنها وقت كمي براي او باقي ميگذاشتند فاصلههاي سني كم كودكان به علت در اختيار نبودن و يا بياطلاعي از شيوههاي جلوگيري از بارداري، و شايد ترس از مرگ و مير نوزادان سبب ميشد تا آنها در حالي كه كودكي را بر دوش دارند و دست كودك ديگري را گرفتهاند به كار بپردازند دشواري چنين زندگياي روشن است
2- زماني خانهها وسيعتر بودند اين خانههاي وسيع نياز به تميزكاري و جاروكردن مكرر داشتند به علت آنكه در نبود چيزهايي مانند سراميك و موزاييك و مانند آن، خاك كه همه جا بود هر روز فضاي خانه را پر ميكرد. كار جارو كردن هم به علت حجم فضاي خانه دشوار و وقتگير بود.
3- ظرف شستن براي تعداد زياد افراد خانواده كار وقتگيري بود آنهم با وسايل شست و شوي قديم.
3- اكثر خانهها حتي در شهر از حيوانات خانگي نگهداري ميكردند كه علاوه بر تغذيه آنها، وظيفه پاك كردن محيط نگهداري از آنها بر عهده زن خانه بود.
4- اكثر زنها فراوردههايي مانند ترشي و مربا و مانند آن را خود در خانه توليد ميكردند
5- به علت در اختيار نبودن بسياري از فراوردههاي آماده در زمان قديم آنها همه كار غذاپختن را از ابتدا بر دوش داشتند اگر كسي ميخواست آش كشك بپزد و يا آنكه اشكنه درست كند بايد كشك را ميسابيد كه اگر خودتان تا الآن كشك سابيده باشيد ميدانيد كه چقدر با خريدن كشك آماده از بازار فرق ميكند
6- نبود گاز شهري سبب ميشد كه كار پخت و پز سخت و وقتگير باشد و آماده كردن آتش براي پخت و پز هم وظيفه جديدي بود مخصوصا در زماني كه هنوز كبريت نبود بايد ميرفتند و ميگشتند تا ببينند چه كسي آتش دارد تا از او بگيرند. حتي زماني هم كه گاز كپسول آمد هم تهيه آن راحت نبود بعضيها حتما يادشان ميآيد.
7- جمعيت زياد خانواده را اگر در كنار نوع لباس شستن آن زمان در نظر بگيريد ميتوانيد عمق سختي آنها را درك كنيد شستنِ با دست لباسهاي زياد خود مشكلي است اما در دوران قديميتر مواد شوينده هم چندان مناسب نبودند و شستن كار حضرت فيل بود.
8- روابط اجتماعي فراوان آن دوران و مهمانهاي فراواني كه به خانه ميآمدند وظيفه دشوار آشپزي براي همه، را بر دوش آنها ميگذاشت گاه اين وظيفه تقسيم ميشد ولي خيلي از اوقات نه مثلا در خانه بزرگ خاندان يا خانواده.
حالا در مقام مقايسه بياييد وضع زن خانهدار فعلي را ببينيم البته من نوع اين زنان را ميگويم و هميشه البته موارد كمي استثنا هستند.
1- يا بچهاي نيست و اگر هست معمولا يكي و در نهايت دو تا آنهم با فاصله سني زياد تر از سه و يا چهار سال كه اجازه ريكاوري به زن خانهدار را ميدهد نگهداري فرزند راحتتر شده است شستن كمتر است پوشك سبب شده تا بسياري از مشكلات سابق برطرف شود بچه ديگري نيست كه همزمان كار نگهداري را مشكلتر كند سيستم درمان كودكان هم بسيار از قديم آسانتر است.
2- خانهها آپارتماني و بسيار كوچك شدهاند در موارد بسياري اصلا حياط هم وجود ندارد و يا اگر دارد سرايهدار يا كس ديگري تميزش ميكند در يك خانه 50 يا 60 متري كار تميز كردن چنداني نيست جداي از اينكه جاروبرقي فرق زيادي با جاروي دستي دارد.
3- ظرفها به خاطر كم بودن جمعيت خانواده كم است
4- همه چيز آماده از بيرون خريداري ميشود
5- كار آشپزي هم به علت جمعيت كم خانواده و هم به علت فراوردههاي آماده و لوازم پخت و پز آسانتر شده است.
6- گاز شهري و كبريت و مانند آن بسياري از زحمات را از دوش برداشتهاند
7- لباسهاي كمتري براي شستن هست و آن را هم جناب ماشين رختشويي ميشويد.
روابط اجتماعي محدودترند و مشكلات اقتصادي هم عامل كاهش مهمانيها شده است بنابراين زحمت زيادي به دوش آنها نميافتد.
من خيلي خوشحالم كه زحمتها و دشواريهاي زندگي به مدد تكنولوژي كمتر شده است اما معضلي كه در اين شرايط ايجاد ميشود اين است كه زنهاي خانهدار امروزي وقت فراغت زيادي پيدا ميكنند حالا آن را چطوري پر ميكنند؟
1- با نشستن كنار تلويزيون كه البته به تدريج به جهت نازل بودن سطح برنامههاي آن، كمكم زنها را هم با خود همسطح ميكنند و مادراني نافرهيخته و تعطيل را تحويل فرزندان آينده ميدهند به ياد آوردن سرايالهاي پرمخاطبي چون كليد اسرار، وضع بد فكري آنها را به منصّه ظهور ميرساند.
2- با نشستن كنار زنان ديگر و غيبت كردن كه البته در فضاهاي مدرنتر كمتر است اما با توجه با قاطي شدن اين فضاها با فضاهاي سنتي مخصوصا در شهرستان دوباره فضاي غيبت كردن، تقويت شده است.
3- با نشستن پاي ماهواره و ديدن شو يا برنامههاي مزخرف فارسي و فيلمهاي چرت پيش از انقلاب، چون توان فهم زبان خارجي را براي استفاده از برنامه هاي مفيد ندارند
4- با فكر و خيال و گير دادن به شوهر به علت توهماتي كه به علت بيكاري در ذهن او ايجاد ميشود.
5- با خوابيدن و يا خوردن و افزودن بر وزن
6- با پرداختن افراطي به فرزند و مراقبت شبانهروزي از او و لوس كردنش
7- با مشغول شدن با كامپيوتر و احيانا بازيهاي كامپيوتري البته اگر اهلش باشد اينترنت هم بد نيست
8- براي اينكه احتمالا بسيار بسيار بسيار بسيار كوچك را هم در نظر گرفته باشد ممكن است وقتش را به مطالعه هم بگذراند
شما چه موارد ديگري را پيشنهاد ميكنيد؟