یک مطلب دو قسمتی توی سفر نوشتم (با اقتباس از نوشته های پیران)که گذاشتمش روی وبلاگم(پژوهنامه) ممنون می شم نظرتونو همونجا بدین.
این بود که ما هم گوش دراز شدیم.
البته می دونم بعد از مدتی شل خواهند شد(تجربه دوستان متاهل)
اما غرض از مزاحمت این پنج شنبه مراسم گوش درازی ما است. توقع اومدن ندارم که مسیر طولانی است و راه دشوار. فقط پیش دستی منباب عدم گلایه برخی دوستان. خوشحال میشم.
اردیبهشت ماه دیداری کاملا دوستانه!! با بحران اقتصادی داشتم. خواهشی داشت مبنی بر بخشیدن عطای نمایشگاه کتاب به .... که ما هم اجابت نمودیم. هر چی می کشیم از دست این u.s.a
فقط دوستان اگه به کتابی برخورد داشتید معرفی کنید شاید به زودی دیدار ما با بحرانه تموم شه و توفیق زیارتی با کتاب فروشی های انقلاب
ضمن تبریک سال پارسی. شب گذشته کلی مهمان داشتیم و من فیلم روستا رو واسشون گذاشتم که کلی طرفدار پیدا کرد. بخاطر همین تصمیم دارم آلبومی از فیلم تهیه کنم دوستان اگر لیست دارند لطف می کنند
دوستان عزیز ما به همراه یک عده از دوستان یک گاهنامه در سطح مدرسه های شهر چاپ می کنیم می خواستم بدونم اجازه می دید از مطالب شما استفاده کنیم. در ضمن اگه کمک کنید ممنون مخصوصا کریم مرتضی و دکتر و .... داستانک و چیزهای دیگه فقط سیاسی نباشه بیشتر فرهنگی برای این جمود فکری که دارن به خورد بچه ها می دن منتظرم
اما عزیزان دوست داشتید شما هم این freedom را داشتید که کفش پرتاب کنید؟؟؟
گرفتید که..........
یک ماجرای جالبی رو که این روزها نقل محافل سیرجان شده رو
بخونید بد نیست.
از ابتدای سال تحصیلی رئیس آموزش و پرورش سیرجان که در دولت
جدید از یک بخش کوچک به چنین ریاستی رسیده، طی دستوری به مدارس برگزاری نماز جماعت
رو برای تمام مدرسه ها اجباری اعلام می کنه. بخاطر همین موضوع دانش آموزان باید
بعد از پایان ساعت آموزشی باالجبار در مدرسه بمونن و با وضو گرفتن صحیح!!!! در
نماز شرکت کنند(من خود که در این دبیرستانها تدریس می کنم نحوه مقابله خاموش بچه
رو زیاد دیدم مخصوصا در وضو گرفتن). اما یکی از جالبترین و در عین حال قابل تأمل
ترین واکنشها به روزی بر می گرده که امام جمعه سیرجان به اتفاق مسئولین دیگر از
جمله همین جناب رئیس آموزش و پرورش برای برگزاری نماز به معتبرترین و بزگترین
دبیرستان شهر مراجعه می کنند. بعد از آماده شدن بچه ها و شروع نماز یکی از دانش
آموزان صف های آخر صدایی مهیب از اندرون خویش خارج می کنه که همراه می شه باخنده و
هوو کشیدن جمع زیادی از دانش آموزان.........خودتون ادامه مراسم رو حدس بزنین.
خلاصه روزهای بعد مسئولین نگون بخت دبیرستان جهت ارائه توضیحات به اداره احضار شده
و با توبیخ سفت و سخت رئیس مواجه می شن.....و به این جهان متغیر اضافه کنید پست ها
و مسئولیتهایی رو که یه یک باد شکم بند است.
مشكل روشنفكر ما ، مشكل يك سونگري و مطلق گرايي است.
-
البته مطلق ، يك پديده تجريدي ( بدون قيد و شرط است ) كه در عمل بايد مشروط شود.
در ضمن عمل مطلق ، وجود ندارد . عمل مطلق ، ترور است( آقای م.ر).
راستی مهدی حمامی کجاست؟ خبری دارین؟
بلاتکلیفی که آدم حدفاصل پاس کردن واحدها و دفاع پایان نامه داره روز دفاع رو یک روز خاص می کنه. روزی که تصور میشه قراره کاره شاقی انجام بشه دوستان زیاد همراه با سوال و جواب های داور اونم تو حداکثر ۳۰ دقیقه به نظر می یاد استرس آور باشه اما وقتی که نوبت در آخرین روز تیر به ما رسید از شانسمون نه از دوستان خبری بود و داور محترم هم بیکار. جلسه ای که قرار بود حداکثر ۴۰ دقیقه طول بکشه شد ۳ ساعت(از ۱۱ تا ۱ بعدازظهر). در نهایت مظلومیت دوستان ما هم دفاع کردیم.
مدتی پیش با دکتر در مورد تجاوزهای جنسی شوهر به زن صحبتی شد. به درخواست دکتر این مطلب و گذاشتم که ببینید
http://sociologyofiran.com/index.php?option=com_content&task=view&id=642&Itemid=65

اومدیم جبران........تا بعد

