پیکر تراش پیر از نادر نادر پور

پیکر تراش پیرم و با تیشه خیال
یک شب تو را ز مرمر شعر آفریده ام 

تا در نگین چشم تو نقش هوس زنم
ناز هزار چشم سیه را خریده ام


بر قامتت که وسوسه شستشو در اوست
پاشیده ام شراب کف آلود ماه را 

تا از گزند چشم بدت ایمنی دهم
دزدیده ام ز چشم حسودان، نگاه را 


تا پیچ و تاب قد تو را دلنشین کنم
دست از سر نیاز به هر سو گشوده ام 

از هر زنی، تراش تنی وام کرده ام 
از هر قدی، کرشمه رقصی ربوده ام 


اما تو چون بتی که به بت ساز ننگرد 
در پیش پای خویش به خاکم فکنده ای

مست از می غروری و دور از غم منی
گویی دل از کسی که تو را ساخت، کنده ای 


هشدار زانکه در پس این پرده نیاز 
آن بت تراش بلهوس چشم بسته ام 

یک شب که خشم عشق تو دیوانه ام کند 
بینند سایه ها که ترا هم شکسته ام ! 

کارمند عوضی

من يك كارمند عوضي هستم..............

سخن تازه دیگر تازه نیست

این ماشین قراضه را دیگر چاره نیست

به هن و هن افتاده بیچاره وبلاگ ما

رینگ اسپورت و ساب هم چاره نیست

مسافرانش یکان یکان کله پا شده اند

چاره اش خودرو گازسوز و یارانه نیست

گر چه بوی نفت نمی دهد وبلاگتان

میله های سوخت را بگیرد ، نوش جانتان

شیخ ما که دیجیتال القاب داشت

آخرین ورژن هر فری سافت ویر را در انبان داشت

چون زه چشم جملگی یاران ناپیدا شدی

مجلس وعظش در سروستان کله پا شدی

بر گمانم جایی در البرز کوه پنهان شدی

وایرلس و ای دی اس ال هم چاره کارش ناشدی

مابقی نیز هر یک به نحوی در احتضار

گرفتیم مشتی بابا بیخیال

آن مجالس وعظ و بحث کو

آن کامنت های داغ و پست های نو به نو

یک زمان فرصت پست فرستادن نبود

صف از اینجا بود تا شهر نو

شرح این مجلس اگر گویم یکی دیوان شود

آب چشم جمله یاران همی باران شود

چون که از سال اصلاح الگوی مصرف سربلند بیرون آمدیم

همتتان را مضاعف کنید و کارتان را نیز هم 

جملگی یاران را مژدگانی می دهم

جای خوشه ی 2 و 3 میله سوخت خلعتتان می دهم

 

 

 

سال پیش

سال پيش سله دارها‎
‎بهترين پرندگان شهر رادرقفس نگاه داشتند‏
پس دروغ نيست
‏سال پيش،
سال رونق قفس،
‏ سال اشک مادران پير بود
سال حرف هاي تلخ‏
سال شعر هاي خوب بود؛‏
جعفر کوش آبادي

سال نو مبارک