احتمالا برايتان پيش اومده كه در يك مراسم سوگواري شركت كرده باشيد و شاهد گريه و زاري اهل خانه براي متوفي بوده‌ايد. براي من كه چند وقتي است رقت قلب كم‌ شده و كمتر گريه مي‌كنم بعضي موارد مشاهده شده در اين گونه مراسمات جالب است. اولا اكثر انسانها در سوگ عزيزان خود سوگواري مي‌كنند و به واسطه سالها مجاورت و همزيستي، تبادل احساس و عاطفه و زندگي مشترك احساس غم و اندوه مي‌كنند كه ناشي از ان خوي انساني است اين حالت حتي در حيوانات هم وجود دارد. اما گاهي اوقات مواردي مشاهده مي‌شود كه قابل تامل است. آدم وقتي با غم از دست دادن عزيزي مواجه مي‌شود چند حالت برايش پيش ميايد:

1-     شوك اوليه

2-     انكار

3-     پذيرش اوليه

4-     پذيرش كامل

البته در مواردي هم ممكن است احساس افسردگي و انزواي ناشي از حادثه بوجود آيد كه به نسبت ساير موارد كمتر است و فرد تا سالها قادر به كنار آمدن با حادثه نيست.

در شوك اوليه فرد دچار بهت ، حيرت و سرگرداني مي‌شود و نمي‌تواند هيچ و اكنشي جز گريه كردن نشان دهد. بعد از اين حالت شوك كه رابطه ‌مستقيمي با ميزات علاقه بين طرفين و ظرفيت تحمل داغديده دارد حالت انكار مساله پيش مي‌ايد كه بكلي نمي‌تواند وقوع اين حادثه را باوركند و با خود مي‌گويد لابد دارد خواب مي‌بيند و در  مرحله‌ي بعد كم كم وقوع حادثه را مي‌پذيرد. در اين پروسه گاهي اوقات افراط هايي صورت مي‌گيرد كه آگاهانه است. مثلا بعد از وقوع حادثه واكنش عمومي گريه كردن است  كه با ايجاد بغض در گلو بوجود ميايد و با ريختن اشك اين بغض مي‌شكند. اين حالت خيلي دوام ندارد و چشمه اشك آدم تمام ناشدني نيست. و ادم نمي‌تواند ساعت‌ها پشت سر هم گريه كند و اشك بريزد . مگر اينكه خود را مجبور به اين كار كند كه اكثر گريه ‌ها بعد از بغض اوليه تصنعي است. البته بعد از مدتي بغض دوباره به سراغ فرد مي‌ايد و گريه مي‌كند اما گذر زمان اين بغض‌ها كم كم مي‌شكند و فرو كش ميكند. عده‌اي هم پس از حادثه علاوه بر گريه جيغ و داد مي‌زنند تا غم دروني را با فرياد سوزناك از درون خالي كنند كه اين به نسبت گريه كمتر است و افراط در آن تصنعي بودن عمل را نمايان مي كند.

حال اين سوال پيش مي‌ايد چرا عده‌اي بعد از مدتها  بعد از حادثه همچنان جيغ مي‌زنند و با صداي بلند گريه مي‌كنند.

1-     فرضيه اول اين است كه احتمالا بين عزدار و متوفي رابطه احساسي و عاطفي شديدي بوده كه تا مدتها نمي‌تواند غم هجران را فراموش كند

2-      فرضيه دوم اي ناست كه فرد زاري كننده براي جلب توجه ديگران دست به اين كار مي‌زند

3-     - فرضيه سوم اين است كه براي جلب ترحم ديگران دست به اين اقدامات مي‌زند

4-      فرضيه چهارم اين است كه براي نشادن دادن ارادت خود به ان خانواده پاچه‌خواري مي‌كند

5-     فرض پنجم براي انست كه فكر مي‌كند اگر گريه نكند ممكن است ديگران فكر كند چقدر آدم بي‌احساسي است.

هر كس به تناسب شناخت و تجربه‌اي كه دارد مي‌تواند بفهمد كه كدام يك يا چند تا از اين فرضيات مصداق دارد. آهان تا يادم نرفته يه نكته خيلي مهم را بگم كه در عزاداري ها بسيار رايج است و اون غذا نخوردن بعد از مراسم است. تو منطقه خودمون يه نفر شوهرش فوت كرده بود و بعد از چند روز مرتب غش ميكرد و از هوش مي‌رفت خواهرش رفت در گوشش و گفت خواهر من چته اينقدر غش مي‌كني نكنه گشنته. گفت آره گشنمه . اكثر غش و ضعف‌ها ناشي از كرسنگي يا تشنگي است و چون با مراسم همزمان است براي عموم اين احساس را ايجاد ميكند كه اين طرف ديگه خيلي .... دوست داره. گاهي هم جيغ و داد زياد باعث مي‌شه كه انرژي طرف هدر بره و از هوش بره. البته لازم به ذكر است كه غش و ضعف رفتن در عزاداري‌ها از امتياز بسيار بالايي برخوردار است و هر چه پياز داغش بيشتر ارادت هم بيشتر است. يه خاطره هم خودم دارم كه بد نيست بگم. چند و قت پيش يكي از اقوام مرحوم شده بود و مطابق معمول روزها و هفته‌ها گريه و زاري برا بود. در يكي از شبها، بانويي بعد از اظهار تالم و جيغ و دادهاي بسيار به حالي رفت كه نشان مي‌داد فشار خونش بالا رفته و بايد سريع‌تر به دكتر برسوننش. من كه يه سابقه‌اي از اين جور حالات تصنعي در ذهن داشتم گفتم بذارين نبضش رو بگيرم ببينم چه جوري است و براي اين كه ببينم راست مي گه يا نه گفتم من مي‌توان از ضربان قلبش بفههم. از اونجايي كه منو هم قبول داشتن حرفم رو هم باور مي‌كردن. من نبضش رو گرفتم و ديدم كه كاملا عادي است و نبضبت عادياست نه تند مي‌زنه و نه كند. چند لحظه بعد آروم شد و ديگه نه نيازي به دكتر بود و نه فشار بالا و پايين با اين حال عده‌ي زيادي رو دور خودش جمع كرد.

در مورد غم هجران اقوام و خويشان اين حالات را مي توان تا حدودي پذيرفت اما من نمي‌دونم اونايي كه در مراسم‌هاي مذهبي مي‌رين و نعره مي كشن چه توجيهي دارن. اون نعره‌ها ديگه كاملا كنترل شده است و اصلا فرد مي‌تواند كه كاملا آنها را كنترل كند و حتي گريه هم نكند. اما ظاهرا هم‌آواريي با جمع و تاثير پذيري از جو در اين حالت گريه البته از نوع عادي آن بر اساس آزمايش مظفر شريف عامل اصلي است اما اون نعره‌ها را بهتره اونايي كه در اين محافل بودن توضيح بدن.