قطعه‏ای که فرامرز اصلانی چند لحظه بعد از دیدن پرواز ندی آن را سروده و با گیتارش آن را در گوشه ای از اتاقش به طرزی جادویی خوانده است. و خوشبختانه ضبطش کرده. مجموعه‏ی وجود آتش زنی شده.

 

برای آنان‏که دیگر نیستند لیک همیشه خواهند بود، ترانه پیش‏کَشِ ناچیزی است در برابر خون.

از ته تاریکی، از ته تاریکی، چه صدایی برخاست

در سکوتی بودیم که،..............ندایی برخاست

نه ز یک جا که، همه اهل جهان فهمیدند

کاین گل پرپر  باغ  ز چه جایی برخاست

آن‏که افتاد به خاک، آن که در گوشه‏ی میدان جان داد

عاشق مام وطن بود، بدان، جان خود بهر تو و ایران داد

همه‏ی دنیا را مرگ تو افسون کرد

درد این ملّت را باز هم افزون کرد

خون سرخی که تو را گلگون کرد

همه دل‏های جهان را خون کرد

آن‏که افتاد به خاک، آن که در گوشه‏ی میدان جان داد

عاشق مام وطن بود، بدان، جان خود بهر تو و ایران داد........

خون سرخی که تو را گلگون کرد

همه دل‏های جهان را خون کرد

 

(به یاد محسن)